حکایت مصر اما سری دراز دارد و "نامبارک". مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط دانشجو آنلاين   
شنبه, 18 اردیبهشت 1389 ساعت 20:09

"به این یهودیان وقیح بگو؛

من حاضر نیستم داغ ننگ فروختن بیت المقدس شریف به آنان و خیانت به امانت مسلمانان را در تاریخ به پیشانی داشته باشم.بدهکار بودن برای یک کشور ننگ نیست چرا که کشوری مثل فرانسه نیز بدهی دارد.بهتر است یهودیان پولهایشان را برای خودشان نگه دارند ، دولت عثمانی حاضر نیست در دژهایی که با پول دشمنان اسلام ساخته می شود از خود محافظت کند. به آنان بگو که از قلمرو عثمانی خارج شوند و از این پس به هیچ وجه سعی نکنند با من ملاقات کنند و یا به اینجا بیایند.آقای هرتزل را نصیحت کن که گام دیگری در این مورد بر ندارد ، من نمی توانم حتی یک وجب از این سرزمین را بفروشم ،مردم من این سرزمین را با خون و مبارزه آبیاری کرده اند".

نوشته ی بالا بخشی بود از سخنان سلطان عبد الحمید عثمانی – آخرین پادشاه این سلسله – در پاسخ به تئودور هرتزل ،زمانی که وی(هرتزل)به دولت عثمانی در ازای واگذاری فلسطین به یهودیان پیشنهاد مقداربسیار زیادی پول و رشوه و وام کرده بود.

. . . . . . . . . . . . . .

قلم ها خسته اند از نوشتن و تکرار و تکرار و تکرار که،حکایت اشک و آتش و خون و خیانت از سال هزار و هشتصد و نود و اند میلادی در شهر بال ِ سویس آغاز شد...

زبان ها خسته از ذکر و تکرار روز شمار تاریخ تشکیل رژیم  سراندر پا جنایتکار و نژادپرست صهیونیستی .

چه میتوان گفت از "مشتی دزد و قاچاقچی که از جمیع بلاد عالم رانده شده اند امروز خیال غصب خاک مسلمین را کرده اند"( آیت الله کاشانی در روزهای نخست تشکیل رژیم صهیونیستی).



»آنچه امروز قلوب مسلمین راجریحه دار کرده است نه داستان  جنایت آمریکایی ها و غربی ها و اسراییلی هاست بلکه حکایت خیانت مدعیان قوم است.



سلطان عثمانی با همه ظلم ها و فسادش، وجود این را داشت که دست رد بر سینه ی  اربابانش بزند ،غیرت آنرا داشت که در پاسخ به آنان بگوید: این سرزمین به من تعلق ندارد که بخواهم آنرا به شما واگذار کنم ،بلکه متعلق به مردم مسلمان است ".

گویی سلطان ترک تبار عثمانی می دانست که  خلفی صالح نخواهد داشت که با دلی پر اندوه ، خوار در چشم و استخوان در گلو د جواب نامه ی هرتزل مینویسد:"بهتر است پولتان را پس انداز کنید ، و هنگامی که سرزمین من پاره پاره شد ، آنرا (فلسطین را) بدون بها به چنگ آورید ،اما اکنون من اجازه نمی دهم موجود زنده را کالبد شکافی کنید."

امروز عمیقا به این مساله پی برده ایم که عامل طغیان صهیونیسم و ضعف فلسطین ،سلاطین تن پرور و عافیت طلب و ترسو و حکومت های دست نشانده و نکبت بار آنان است.

»کیست که نداند خون دلی که بیوه زن فلسطینی میخورد بیش از آنکه از اسراییلی ها باشد از دست مفتی های مفت خور و مفت گوی وهابی است.

خشم امروز ما به همان اندازه که متوجه ی قوم نژاد پرست یهود است ، متوجه ی شیوخ نافهم و کم فهم و کج فهم عرب نیز هست.



از شیوخ و سلاطین و امرای  بی خاصیت حوزه ی خلیج فارس جز سکوت و کرنش و محکومیت های ِ هر از چند سال یکبار،توقعی نیست ، چه آنکه اینان بود و نبود خود را مدیون آمریکایند(باز اما گلی به جمال امیر قطر که پیشنهاد قطع روابط جهان اسلام با اسراییل را داد).

وزیر خارجه ی کوتاه نظر امارات ،این مردک لوس و مفت خور، حلقومش  جز با اشاره ی دشمنان اسلام باز نمی شود . چه توقعیست از فریاد او علیه اسراییل.

ای کاش ملک عبدالله ،امیر اردن، یک دهم ِ اهمیتی که به اتوی کت و شلوار و کراوات و خط ریشش میداد به کودکان فلسطین نیز توجه میکرد،ملک عبدالله اما بی تقصیر است ، آخر او یک رگش از انگلیس است ، مادر او انگلیسیست.

علی عبدالله صالح که بر خلاف نامش ، نه از علی(ع) خصلتی دارد ،نه رسم عبداللهی میداند و نه از صالح بودن نشانی دارد،اساسا فرصت آن را ندارد که سر از آخور وهابیون عربستانی بیرون کشد و جنایت اسراییلی ها را ببیند.

حکایت مصر اما سری دراز دارد و "نامبارک".

ای کاش مبارک برای چند صباحی مواد رنگ کننده ی مویش را کنار مینهاد بلکه از سپیدی موهایش شرمگین می شد.

پادشاهان وابسته ی وهابی مسلک آل سعود اما کارنامه ای بس خیانت بار تر و ننگین تر دارند در قبال داستان فلسطین.

از این قوم انتظار حمایت داشتن ، آب در هاون کوفتن است و باد در قفس کردن.



»جناب آقای عبدالله بن عبدالعزیز ما نه از تو و نه از برادرت ملک فهد و نه از پدرت  ،ملک عبد العزیز،و نه از پدر پدرت انتظار حمایت از فلسطین را نداریم . سکوت شما کافیست.


کافیست شما چند سال زبان در کام بگیریدو دیگران را تحریک نکنید و عرصه را بر مجاهدان تنگ نکنید  و با دشمنان اسلام مراسم شرابخواری راه نیندازید ،آنگاه مساله ی فلسطین اگر هم حل نشود حد اقل بحرانی تر نمی گردد.



امروز بیش از یهودیان آدم کش باید آل سعود را نکوهش کرد . درد امروز جهان اسلام نه متجاوزین اسراییل بلکه مسلمان نمایان حاکم بر کشورهای اسلامیست.

چه زیبا گفت امام و مرشد و پیر ما که : "ابتلاي اسلام امروز اين است كه گوش هايي كه بايد به مسائل و مشكلات مسلمين گوش بدهند كر شده اند و زبانهايي كه بايد براي مصالح مسلمين به كار بيفتند لال شده اند و چشم هايي كه بايد مصيبت هايي را كه بر سر مسلمانان مي آيد ملاحظه كنند كور شده اند. ما با اين لال ها كرها و كورها چه بگوييم ؟"

تعداد بازدید 525
تعداد نظرات 0

نظرات

نام 
ایمیل 
کد    
ارسال نظر