|
وقتي محافظت از شيخ جزئي از "ميثاق هاي حقوق" بشر مي شود!
به نام خداوند بخشنده و مهربان كه بسيجي و غير بسيجي، لباس شخصي، ني سانديس و جهوري اسلامي را آفريد.
بي پرده بايد نوشت كه حالا اگر گروهي با اعتماد به نفس عماره ي مضاعف، فتنه برپا مي دارند و برفتنه هاي خود پامي فشارند، نبايد با غرض به اين قضيه نگاه كرد! كه شايد این حق مسلمي باشد كه متعلق به آنهاست!
حالا اگر هاشمي نامه هاي بي سلام و وسلام خود را ادامه مي دهد و اصرار بر ماندن بر سر مواضع خویش دارد، پس لابد فائزه هم حق مسلمي در خيابان هاي انقلاب و وليعصر دراين آخرالزمان داشته باشد!
حق مسلم فائزه از وليعصر، خريد جامه اغتشاش است و حق مسلم آقازاده ها، فرار! راستی خبر داري مد لباس امسال، پیراهن عثمان است؟!
حق مسلم كروبي كه به شما عرض كنم خلع لباس شدن است و حق مسلم لباس شخصي ها تلاش براي ظهور...
ودر اين شورباي بيداري خاورميانه و سربريدن برادران مسلمان مان در يمن و مصر ، بازار بيانيه هاي "بپا خيزيد، غلط كرديم" شيخ بيسواد اما داغ است.
تويي كه شيخ و محافظت از شيخ را از "ميثاق هاي حقوق بشر" مي خواني! با اين همه نمك كه مي ريزي يا شيخ، عاقبت حافظ و نظامي و سعدي پا پس مي كشند و خسرو كه بماند ، فرهاد را هم از نگاه به تو منع می کند ، يا شيخ شيرين زبان!

از کی تا به حال کسانی که ادای هند جگرخوار را در می آورند منادی حقوق بشر شده اند؟! و ميثاق هاي حقوق بشر شده است آزادي فتنه گر؟ حتما وحشی هم که نیزه اش را فرو کرد در سینه حمزه، سفیر حسن نیت همین حقوق بشر است! يا شيخ به تو كه همچون جوك نگاه مي كرديم، اما به مير زبان نفهم و اعوان و دستگاه دروغ پراكنش عرض كن كه اين حقوق بشر نيست، حقوق نابشر و حيوانات حراف است كه از شما دفاع مي كند! حقوق بشر ابزاری است استعماری برای جهان و بازيچه خائناني چون شما که بلانسبت سم الاغ را نیز از پشت بسته اند در حماریت خویش، حقوق بشری که زنان و کودکان فلسطینی را تروریست می شمارد، حقوق بشر نیست! چند اقیانوس را باید خرج کرد تا میلیاردها چشم را شست و جور دیگر دیدن را یاد داد؟! با این هجمه عظیم کذب پراکنی های شبکه های مستخدم جریان سرمایه داری و جهانخواری اقیانوس اطلس را هم خالی کنیم نمی شود چشم هاي ناكثين و مارقين را شست… چشم ها را هم که شسته باشی وببینند، با مغزهای شست و شو داده شده چه می کنی؟! دیگر آبی در زمین نمی ماند که مغز های شست و شو شده با خون ظلم را تطهیر کرد… حقوق بشري كه خدمت شما عرض كنم شما را بشر حساب مي كند، ادامه خط ويژه همان حقوق بشری است که تا کمر خم شده و کفش های شیمون پرز را بوسه می زند… یا بند کفش نتانیاهو… یا جای کفش شارون را…

از نگاه مدعیان حقوق به اصطلاح بشر شما، حصر موسوی و شيخ بيسواد در خانه خودشان از محاصره ددمنشانه غزه وحشیانه تر است!
و حالا بعد از اردو كشي و برگزاري كارناوال انسان كشي در خيابان ها ، آقایان برای خودشان به پشتوانه دوستان حقوق بشریشان بیانیه می دهند و داد و قال راه می اندازند که وا حقوق بشرا! وا دموکراسیا! وا آزادیا! که ما در خانه خود هم باید زندانی شویم؟!
نه جنابان! سنگ پای قزوین هم بود، تا حالا استعفا داده بود! خواهشا برای نظام پررو بازی در نیاورید! اصلا شما به محاکمه و شلاق و اعدام نیازی ندارید. فقط کافی ست که برای چند دقیقه همان به قول خودتان حصر خانگی شکسته شود! آن وقت است که به شما که عرض کنم، قرین سرکار علیه ننجون گرامی خواهید بود! گویا خودتان هم اشتیاق وصف ناپذیری دارید، نه؟!
شما تا همین حالا هم قاچاقی زنده هستید. این رافت اسلامی ست آقایان.همین که شما زنده اید و هوا را با نفستان آلوده می کنید! اي کسانی که از اسلام، هیچ نمی فهمید و فقط به وقت ضرورت از رافت محمد رسول الله سخن می گویید!اي کسانی که اصل ولایت را زیر سوال می برید و از عدالت علی عليه السلام دم می زنید!
لطفا حرفي نباشد،این عین رافت اسلامی ست! اینکه شما مدیون نظام اسلامی هستید که هنوز وجود نحستان روی زمین سنگینی می کند! اینکه این همه آدم به جای محافظت از ارزشها، مسئول حفظ جان بی ارزش شما هستند تا مبادا پیراهن عثمانی دوباره علم نشود!
عدل علی عليه السلام بود، تا حالا ده بار گردنتان را شکسته بود...! با ما بود، همان فردای اغتشاشات زبانتان را می چیدیم تا اینقدر دراز نشود! امام ما آقاست که شما تا حالا زنده مانده اید. سید علی نبود، مردم خوب می دانستند که جواب شما را چگونه باید داد.آقای ما نه فقط به سر همه، که به سر شما هم منت ویژه دارد. پس خواهشا روی خودتان را زیاد نکنید. جنبه رافت داشته باشید لطفا! مطمئن باشید بالاخره روزی فصل صرف فعل "محکوم کردن" هم به اتمام می رسد و با شما برخورد خواهد شد. کمی صبر داشته باشید، حصر خانه که نه، حصر جان و زندگیتان هم در هم خواهد شکست...دیری نخواهد پایید..و اما تو شيخ! تو را با بيانيه هاي جهان شمولت تنها مي گذاريم تا باشد از این خریّت ها!!
مناجات نوشت : آقاجان… وقتی همه خوابند… تو منوّر حماسه های ماندگاری… نه… تعبیر ستاره ها را عوض نکنم، تو حضرت ماهی… نورت از خورشید است، و این گرمایی که در وجود ماست از عشق توست… آخر شما گفتی: اگر عرصه را بر ما تنگ کنند واقعه عاشورا را تکرار می کنیم،دشمن کوچکتر از این حرفهاست آقا، ما اراده کرده ایم هر میمون بازی را یزید ندانیم… می گذاریم اشرار به عشق یزید بودنشان خوش باشند... زهی خیال باطل برای آن کسانی که خواب می بینند ، با زوزه شغالها شکوه ماه کم نمی شود،شغالها این روزها برادر زیاد پیدا کرده اند… حتی سگ زرد هم مدعی برادری با شغال است… خیالی نیست… وقتی شغال از سایه خویش هم می ترسد… و وزغ ها هر چه هم بپرند به ماه نمی رسند… آواز وزغ جز پشه های مرداب کسی را نمی ترساند… اما… ما محو شکوه ماه هستیم… چون موجهای طوفانی شب های دریا… خواب را بر حرامیان حرام خواهیم کرد… کافی است… نفس نایب مسیح… و عصای نایب موسی… و امر نایب پیغمبر… و اشاره نایب مهدی به موجهای سهمگین اراده ملت وصل شود… دنیای خواب آلوها را آب خواهد برد…
در احوالات شيخ: اندر احوالات شیخ همه فن حریف جماعتی همی گفته اند و گویند که وی را دانشی بود بسیار به عظمت ساقه ای از علفهای هرز پای درختان زلف در هم جنت انقلاب… و از كرامات شيخ آورده اند كه شیره را خورد و گفت شیرین است. یک و برف را دید و گفت می بارد، مريدان گريستند و يقه را پاره کردند و در جمعی از اصحاب همی سخن برآورد كه آن چه بر رود می رود آب است، آن چه بر چشم می رود خواب است، نمد سبزوار از پشم است و زیر ابروی مردمان چشم است...! و مريدان سر به ديوار کوفتندي
و روزي پرسيدن: يا شيخ، فزودن قيمت گاز از براي چيست ؟ فرمود از براي رونق نساجي و هاکوپيان. و مريدان همي گريستند.
و در كتاب احوالات شيخ بيسواد آمده است: شيخ روزي با مريدان از بازار ميوه فروشان گذر کرد و گيلاسي ديد که کرمي در آن لوليده و به ولع تمام گيلاس همي خورد. شيخ گريست و فرمود : خوشا به آن کرم و توانگريش . عمري زيستم وحتي نن جون ما هم نتوانست در دولت احمدي نژاد چارکي گيلاس بخرد ،و مريدان رم کردند و سر به بيابان گذاشتند...
تعداد بازدید 2089 تعداد نظرات 1
|
نظرات