تعجب نکنید اگر روزی خبری شنیدیم که "موسوی خوئینی‌ها قصد نوشتن کتابی در باب انقلاب اسلامی را دارد"!!! مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط دانشجو آنلاين   
پنجشنبه, 13 آبان 1389 ساعت 17:47

مسئولين محترم نظام جمهوري اسلامي ايران،مسئولان استراتژيك نظام ، متفكران، منتقدين صاحبان قلم ،نظر و تفكر، و يادگاران امام روح الله!

لطفا كمي روشنگري...

متأسفانه یکی از مشکلات ( و شاید هم مظلومیت‌هاي( نظام مقدس جمهوری اسلامی در طول این سه دهه ی عمر شریف‌ اش، عدم پرداختن به عملکرد مسئولین نظام و سیاستمداران و افراد حکومتی بوده است. هر چند می‌توان برای این امر چنین استدلال کرد که انقلاب اسلامی در طول این سی سال با انواع و اقسام تهدیدها و بحران‌های داخلی و البته خارجی روبرو بوده و آن قدر شتاب و سرعت تغییر و تحولات زیاد بوده که فرصت چندانی برای پرداختن به این امر باقی نگذاشته است، اما با همه‌ی این‌ها امروز، بعد از گذشت سی سال تازه متوجه پیامدهای غفلت از این موضوع شده‌ایم.

 

شايد اين مطالبه كوچكي باشد از جوانان دهه امام روح الله كه اگر به جای آن‌که آبروی بعضی از افراد را با آبروی نظام پیوند زده و آن‌ها را مصون و بری از هرگونه خطایی فرض مي كردين،  به نقد و مطالبه‌ی مومنانه و منصفانه آن‌ها می‌پرداختید، امروز در حوزه‌ی اجتماعی و سیاسی با مشکلات کمتری روبرو می‌شدیم.  که اگر هویت و ماهیت شخصی چون میرحسین موسوی به درستی برای ما جوانان كه از نسل دوم و سوم انقلاب هستيم مشخص می‌شد و جوانان می‌دانستند که موسوی نه تنها سابقه‌ی انقلابی و مبارزاتی ندارد که عضو جبهه ملی و جنبش مسلمانان مبارز هم بوده، آیا در انتخابات سال 88 شاهد چنین حوادث و رخدادهای ناگواری بودیم؟ آیا باز هم این تعداد از مردم به او رأی می‌دادند؟ همه ما مي دانيم كه اکثر قریب به اتفاق معترضین پس از انتخابات از معاندین نظام نبوده و تنها فریب رفتارها و گفتارهای تبلیغاتی او و امثال او قرار گرفته‌اند. کما این‌که دیدیم تنها بعد از گذشت چند ماه، از بدنه‌ی جنبش سبز (بخوانید موج سبز) جدا شده و به خیل عظیم «نُه دَهی»ها پیوستند.

به اين خبر كه چند روز پيش در رسانه ها منتشر شد دقت كنيد:
«موسوی خوئینی ها که به مرد خاکستری و پشت پرده‌ی اصلاحات معروف است، در حال نوشتن رساله‌ای درباب ولایت فقیه است. وی در این کتاب ضمن بررسی مبانی ولایت فقیه تلاش دارد تا قرائت جریان اصلاحات از بحث ولایت مطلقه‌ی فقیه را تدوین و منتشر کند. در همین حال گفته می‌شود در این کتاب به مصداق ولایت فقیه نیز پرداخته است. وی تلاش کرده است در خصوص مصداق، تنها حضرت امام را به عنوان مصداق ولایت داشتن بر جامعه معرفی کند.»

صرف نظر از این‌که ایشان قرار است چه مهملاتی را به نام نظریه‌ی ولایت فقیه به خورد ملت بدهد(!)، این سؤال مهم‌تر و کلیدی‌تر است که چرا و به چه دلیل بعد از گذشت سی سال از انقلاب، اين جناب حالا و در اين شرايط  یاد ولایت فقیه افتاده‌اند و می‌خواهند در این باب قلم‌فرسایی کنند؟!  ما هنوز از خاطرمان نرفته آخرين اعتراف موسوي خوييني ها  را كه گفت ما از اول هم با ولایت فقیهی که امام می‌گفت مخالف بودیم اما جرأت گفتن‌ اش را نداشتیم.

و حال دل نوشته اي براي اهل تفكر...

مسئولين محترم نظام جمهوري اسلامي ايران، نمايندگان مردم ، مسئولان استراتژيك نظام ، متفكران، منتقدين صاحبان قلم ،نظر و تفكر و يادگاران امام روح الله!


چرا هیچ‌گاه عملکرد آدمي در جايگاه موسوي خوييني ها را با این توجیه که یکی از مسئولین نظام است مورد بررسی قرار نداده ايد؟

من معترض هستم، چرا هیچ‌وقت به نسل دوم و سوم انقلاب نگفتید که اشخاص بزرگی چون شهید مطهری و شهید بهشتی با تفکرات و منبرهای موسوی خوئینی‌ها که از آن بوی اندیشه‌های مارکسیستی به مشام می‌رسد و منافق‌پرور است مخالف بودند؟

چرا نگفتید موسوی خوئینی‌ها به عنوان عامل اصلی در تسخیر لانه‌ی جاسوسی و انتقال بخش عمده‌ای از اسناد و مدارک آن به جایی نامعلوم است؟ مدارکی که هرگز پیدا نشد!

چرا نباید ما جوانان، همان دبستاني هايي كه اميد آينده امام روح الله بودند، بدانيم که خود شخص موسوي خوييني ها اعتراف می‌کند که ما از عمد طرح تسخیر سفارت آمریکا را به امام نگفتیم چون می‌دانستیم که امام مخالفت می‌کند؟ چرا با این‌که مخالفت امام را می‌دانست باز هم اصرار بر این کار کرد؟ که اگر نبود درایت و هوشمندی و مدیریت بحران حضرت روح‌الله معلوم نبود به خاطر همین حادثه چه ماجراهایی که پیش نمی‌آمد.

 

آيا غير از اين است كه به دلیل پاسخ ندادن به این همه «چرا» و هزاران چرایی از این دست است که حادثه‌ای چون فتنه‌ی 88 اتفاق می‌افتد؟ چرا بايد 1400 سال بگذرد تا الان به راحتي برسرمنبرها از جنگ صفين صحبت كنند؟ چرا بايد حضرت آقا نواي اين عمار را بر زبان مبارك بياورد تا به ياد روشنگري و بصيرت دهي بيافتيم؟

به متن زیر که حدود ده سال پیش توسط"میر محبیان" در روزنامه‌ی «رسالت» نوشته شده توجه كنيد. محبیان در باب مسأله‌ای به نام «عبور از خاتمی» و پروژه‌ی انتقال قدرت به شخص یا گروه دیگر که توسط اصلاح‌طلبان رادیکال مطرح شد می‌نویسد:

«دو گام عبور از خاتمی عبارت است از:
الف: مطرح نمودن ظریف آلترناتیوی جدی برای خاتمی نظیر مهندس میرحسین موسوی، تا این آلترناتیو چرخش جناح دوم خرداد به سوی نوعی مرکزیت و سازمان محوری را تسهیل نماید و از گسیختگی و مرکزگریزی طیف دوم خرداد بکاهد، در این حالت تصفیه جناحی ساده تر و اقتدار ستاد جدید تثبیت می‌گردد و در عین حال هشداری می‌باشد به آقای خاتمی برای سازمان‌پذیرتر کردن وی.
ب: تغییر مرکز ثقل یا گرانیگاه اصلاحات از خاتمی به فرد یا تشکیلاتی دیگر که در صورت عدم هماهنگی خاتمی کمترین صدمه به «مردان پشت پرده» و تشکیلات نامریی آنها وارد آید و در عین حال به هنگام انتقال قدرت از خاتمی به دیگری، پس زمینه‌ی ذهنی مناسبی در میان هواداران احساسی خاتمی وجود داشته باشد و مقاومت را به حداقل رساند.
برای اجرای پروژه انتقال قدرت با رهبری دوم خرداد، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی با ظرافت بسیار پا به میدان گذاشت و در مقاله‌ی مهم تحت عنوان «گرانیگاه اصلاحات کجاست؟» ضمن خلع ید از مجلس (کروبی) دولت (خاتمی) مطبوعات دوم خردادی (چهره‌های جنجالی) جنبش دانشجویی (دفتر تحکیم وحدت) از پیشتازی و سمن راهبری اصلاحات، مجموعه ای مبهم از احزاب را مستحق به دوش‌گیری این «بار امانت» دانسته و این احزاب را هم تحت رهبری ستادی هماهنگ کننده به ریاست عالیه‌ی حجت‌الاسلام و المسلمین خوئینی‌ها قرار داده است. به عبارت بهتر، «رجال الغیب» جریان دولتی اکنون با خلع ید از خاتمی، کروبی، مطبوعات دوم خرداد و حتی نیروهای عملیاتی پرکاری چون تحکیم وحدت، حجت‌الاسلام خوئینی‌ها را به جای خاتمی قرار داده‌اند.»

می‌بینید! حضرات از چه زمانی به فکر این روزها بودند! از کی نقشه برای این ایام کشیده بودند! آنان حساب همه چيز را كرده بودند غير از وعده خداوند بر دوام نورش كه "صدق" است، كه مي فرمايد:  "یریدون لیطفئوا نورالله بافواههم والله متّم نوره و لو کره الکافرون ". آقايان نمي دانستند كه انقلاب اسلامي جلوه اي از "نورالله" است در اين عصر ظلمت و غيبت.

ما جوانان كوچه هاي بني هاشم دهه ی بصيرت، از جوانان دهه ی امام روح الله مي خواهيم كه بازخوانی عملکرد مسئولین نظام و سیاستمداران و مجریان حکومتی و دولتی به عنوان یک ضرورت اساسی و مهم در این مقطع از عمر انقلاب اسلامی  را جدي بگيرند. که اگر چنین نشود تعجب نکنید روزی خبری شنیده شود که "موسوی خوئینی‌ها قصد نوشتن کتابی در باب انقلاب اسلامی یا مثلا انتخابات سال 88 دارد"!!!

تعداد بازدید 721
تعداد نظرات 1

نظرات

avatar هاشمي از بنارويه
+9
 
 
كروبي / ميرحسين / خاتمي سه وطن فروش نامرد هستند كه خدا هم با بصيرت وبينش مردم ولايت مدار و وطن پرست رسوايشان كرد و از اين به بعد هم رسواتر خواهند شد الهي آمين

براي سلامتي رهبرعزيز و فرزانه و نائب برحق امام زمان (عج}و موفقيت دكتر احمدي نژاد رئيس جمهور محبوب و باغيرت و خاكي صلوات
Name *
Email (For verification & Replies)
Code   
ChronoComments by Joomla Professional Solutions
Submit Comment
انصراف
نام 
ایمیل 
کد    
ارسال نظر
آخرین بروز رسانی در پنجشنبه, 23 دی 1389 ساعت 07:02