|
جام زهر، جام زهر است! چه در سال هزار و سيصد و دفاع مقدس باشد و چه در سال هزار و سيصد و فتنه! |
|
|
|
|
نوشته شده توسط دانشجو آنلاين
|
|
شنبه, 26 تیر 1389 ساعت 20:07 |
|
جام زهر، جام زهر است! چه در سال هزار و سيصد و دفاع مقدس باشد و چه در سال هزار و سيصد و فتنه!

جام زهر، جام زهر است! چه در سال هزار و سيصد و دفاع مقدس باشد و چه در سال هزار و سيصد و فتنه!
دنباله اش راكه بگيري، به نامه هايي مي رسي كه در ظاهر از سر دلسوزي، ولي درباطن از بي بصيرتي نوشته شده اند...
يكي به امام روح الله و ديگري به نائب راستينش حضرت ماه...
يكي در گير و دار توپ و تانكهاي دشمن و ديگري در حمله بي رحمانه دشمنان دوست نما...
آنگاه كه چه راحت دعاي كميل بسيجيان فكه را ناديده گرفتند و به بهانه ترس از شكست ، قلم هاشان را هم جهت كردند با بي بصيرتيشان و بهانه كردند اوضاع نابسامان اقتصاد كشور را...
با سيني "قطعنامه" ، "جام زهر"رابه امام روح الله تعارف كردند وباز نامه هايي كه شبيه هرزنامه بود! و شايد آرزوهاي شوم دوست نما ها كه در سالهاي 78 و 88 هم مي رفتند تا آن را تكرار كنند...
نامه ها، همواره در طول تاريخ حكايتها داشته اند و تنها قرباني افكار شوم نگارنده ها مي شوند...
چه نامه كوفيان به اباعبدالله كه شروع تبلور ايثار بود و چه نامه بي سلام و والسلام عاليجناب سرخپوش در سال فتنه...
اگر نخ فتنه 88 را بگيري بي شك به دسيسه هاي بعد از انقلاب مي رسي. دسيسه هايي با قدمت 30 ساله. بگذار راحت تر بشمارم ،دسيسه هايي با محوريت التقاطي همچون نهضت آزدي، گروههاي موسوم به ملي مذهبي، منافقين و بني صدر و گروهک هاي چپ و مارکسيستي نظير فدائيان خلق، گروهک پي کار و عناصري از بازماندگان و دلبستگان به سلطنت مناقشات دروني تكشل هاي روحاني مانند روحانيت مبارز كه بي شك آن جا نيز رد پاي كروبي خاتمي را مي توان يافت ..كه همه در يك اصل باهم اشتراك دارند:"بي بصيرتي"!
سال 66 امام تنها نبود، بسيجيانش بودند، حاج ابراهيم و باكري ها، بسيجي واقعي حاج احمد متوسليان بود و باقري نه موسوي خوئيني ها، آن زمان هم بسيجي واقعي همت بود و باكري نه ميرحسين!
" بسيج مدرسه عشق است "را هيچ گاه ميرحسين از دل به زبان نياورد كه" بابانظر" تك و تنها در جبهه هاي غرب ، بدون تجهزات جنگيد، و هيچ گاه بصيرتش به او اجازه نامه نوشتن نداد كه هرچه بود ولايت پذيري بود و دفاع از ولايت
آقازاده هاي دهه 60 هم راهشان به لندن و شمال ختم مي شد.
دهه 60 هم سال فتنه بود، كه هيچ وقت آقازاده ها پايشان به جبهه باز نشد، آن زمان هم راه آقازاده ها از لندن مي گذشت و راه قدس از كربلا...
راه قدس از كربلا مي گذرد؛ يعني آماده باش تا پاي خون و جان…
راه قدس از كربلا مي گذرد را بسيبجي هاي خميني ترجمه كردند، نه برنامه ريزي هاي موسوي خويني ها براي براندازي!
راه قدس آن زمان از كربلا گذشت كه علم الهدي استخوانش زير تانك ها له شد تا خونين شهر بار ديگر خرم شهر شود، اما اونيز هيچ گاه دست به قلم و نامه نبرد! بي شك راه قدس از كربلا گذشت و مردان كربلايي، مردانه در صف ايستادند تا يزيديان "حق" رابه مسلخ نبرند...
سال 88 هم راه قدس از كربلا گذشت" کربلا را تو مپندار که شهريست در ميان شهرها و ناميست در ميان نامها ". كربلا يك مكان نيست... كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا...
كربلا آنجاست كه امام زمانش را در خود دارد، چه در 1400 سال پيش كه جاي پاي حسين ابن علي بود و چه در سال 1388 كه جاي پاي حضرت خورشيد بود و خانه نائب بر حقش حضرت ماه...
سال 88 كربلا، تهران بود... و راه قدس ،از خيابان هاي انقلاب گذشت... بسيجان خامنه اي هم راه قدس را خوب شناختند كه پاي شعار "نه غزه نه لبنان" صهيون ها در ميدان انقلاب، گلوله خورند...
بسيجيان خامنه اي هم مردانه در صف مردان كربلا ايستادند ...
دهه 60 هم دهه ريزش ها و رويش ها بود، سال هزار و سيصد و دفاع سال رويش شهدا بود ، سال بي بصيرتي برخي از نخبگان، بي بصيرتي نخبگان بود كه به نامه جام زهر تبديل شد.
سال دفاع مقدس سال "اصلاح الگوي مصرف "هم بود، شهدا آن سال ها ولخرجي نكردند و از مغازه تمدن غرب و سفارت خانه ها بي بصيرتي نخريدند. دهه 60 دهه دسيسه بود، سال سه ضلع مثلث
سال فرمانده جنگ و نخست وزير امام، سال عكس انداختن نخست وزير امام با امام ،سال دست خط گرفتن شيخ از امام،سال سرمشق دادن هاي هاشمي، سال به دنيا آمدن آقازاده ها، سال ني و سانديس و سنگر ، سال مناجات هاي پشت سنگر همت، سال پايه ريزي فتنه در تهران به دست خوئيني ها، سال خيبر ،سال جبهه هاي الله اكبر، سال شهادت ، سال اقتدا به ولي فقيه، سال كليد خوردن پروژه جام زهر
اصلا جام زهر، خود بي بصيرتي است! چه در سال 67 باشد و چه در سال88!
آن هنگام كه فرمانده جنگ در نامه خود نوشت:
"تا پنج سال دیگر ما هیچ پیروزی نداریم"
خوب يادم هست سال هاي گذشته بود كه همين فرمانده اعلام حمله قطعي آمريكا به ايران را داشت...
آن زمان كه نخست وزير امام كه اتفاقا نسبتي معكوس با امام و خط امام داشت، وضع اقتصاد مالي نظام را صفر اعلام مي كند..
دهه 60 هم ميرحسين داشت ، هم كروبي! و هم همت و هم باكري...
چه شد كه جناب ميرحسين احساس كرد كه پيروزي ديگر ميسر نمي شود و مردم شوق رفتن به جبهه را ندارند؟!
شايد جناب مير اطلاعاتش را از همان منابعي مي گرفت كه در سال فتنه هم گرفت!
آن زمان كه خاتمي به حضرت امام نامه نوشت كه نيروها در جبهه كم شده اند، به فكر آزادي انديشه ها بود؟!
يا گفتگوي تمدن ها؟! يا داشت زمان ملاقات با جرج سوروس را تعيين ميكرد؟!
يا در فكر "دادن زكات فرهنگ" با دست دادن با دختركان غربي بود؟!
جامعه آماري خاتمي آن زمان هم حتما آزادي انديشه در مهد تمدن غرب بود كه فكر كرد تعداد بسيجي ها در جبهه كم شده اند؟! ويا مهد غرب از زيارت عاشوراي بسيجيان درجبه هاي الله اكبردر ترس فرو رفته بود(؟)كه احساس خطر كرد و او هم دست به قلم و نامه شد؟اصلا چرا در دوران اصلاحات، زماني كه خاتمي روي تمام آرمان هاي شهدا پا گذاشت وداشت براي فرهنگ و تمدن اسلامي ايران فاتحه مي خواند، احساس خطر نكرده بود؟؟ آن زمان كه خاتمي به تعليق خفت آور انرژي هسته اي تن داد، هم براورد جامعه آماري اش مانند سال 67 بود و فكر كرد كه ديگر هيچ مجاهدي باقي نمانده است؟
ادامه خط جام زهر را كه بگيري به قائله 18 تير رسي و بعد از آن فتنه اي كه دوباره به جام زهر تبديل شد...
دهه 60 هرچه بود ، گذشت اما تاريخش ماندگار است، قُلْ سِيرُوا فِي الْأَرْضِ....آن زمان كه محسن رضايي نقش هاشمي رفسنجاني را به عنوان برنامه ریز اصلی این ماجرا تثبيت مي كند! تاريخ همه چيز را در خود ثبت كرده است "ثُمَّ انْظُرُوا ..."تو گويي مثلث جام زهر در سال فتنه برعكس شد، و بي شباهت با مثلث داوود نبود...
دهه 60 هم نظام استوانه داشت و برنامه ريزي ها در دست مثلث ها و استوانه ها ي نظام بودند،ولي هيچ گاه كسي نظاره نكرد به "كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ" ، و تاريخ دوباره تكرار شد...
سال 88 سال "آه" و "ماه" شد، سال 88 سال بسيجيان خامنه اي شد، سال فرار آقازاده ها، بسيجي واقعي در سال 88 هم بسيجيان باكري بودند و رزمندگان همت
سال 88 هم سال نامه بود، سال نامه هاي از جنس بي سلام و وسلام ، سال 88 اما سربازان حضرت ماه اين بار ديگر نگذاشتند بي بصيرتي دامان جامعه را بگيرد، سال 88 سال تبري بود "محمد رسول الله و الذين معه اشداء علي الکفار رحماء بينهم" تبري جستند از كساني كه سال ها همايتشان مي كردند، تا جامعه غربال شود،و باز هم غربال شود، سال88 سال "و من یعمل مثقال ذره شرا یره" هم بود كه آن روي سكه معلوم شد و جام زهر در دستان پليد صهيون خورد شد .
سال 88 سال بسيجيان با بصيرت و ملت آزاده بود كه نامه هايي از جنس فرمانده جنگ و استوانه هاي نظام ، جز در هرزنامه هاي سايت هاي اپوزيسيون جاي ديگري نداشتند.
سال 88 سال شكستن جام زهر بود و سال پيروي از نائب امام...
تاريخ تكرار مي شود.
و حكايت نامه ها، شايد همچنان باقي ست...

تعداد بازدید 729 تعداد نظرات 1
|
|
آخرین بروز رسانی در چهارشنبه, 27 مرداد 1389 ساعت 18:33 |
نظرات
یک شب تو را ز مستی، تشبیه ماه کردیم لامپ صد هم نبودی، ما اشتباه کردیم
ما نفهمیدیم آیت الله خامنه ای نایب امام زمانه یا امان زمان نایب آیت الله خامنه ای
اتفاقا ما هم متوجه نشديم! انشاءالله دوستمون كه نظر گذاشتن بيان نظرشون رو توضيح بفرمايند.