|
کمتر از ده ماه دیگر مانده به انتخابات مجلس نهم که گروه های سیاسی و احزاب ،خود را برای رقابت در این عرصه سرنوشت ساز آماده می کنند اما نکته قابل توجه این که در این بین افرادی که خیانتشان به ملت و کشور آشکار شده است و در 23تیر 78 و 9دی 88 با آنها تسویه حساب شده است،با دستاویز قرار دادن اتفاقات اخیر داخلی سعی می کنند با نمایشی خیرخواهانه خود را به عنوان میانجی بین ملت و حکومت معرفی کنند و از همین طریق با عادی سازی خیانات گذشته خود، در پی مطرح نمودن جریان مطلوب خود برای انتخابات مجلس می باشند.
در چند روز گذشته شاهد سخنرانی محمد خاتمی بودیم که با درخواست آزادی احزاب و تلطیف فضای کشور اظهار داشت:
" اگر ظلمی شده است که شده است همه بیاییم عفو کنیم و به آینده نگاه کنیم و اگر به نظام و رهبری ظلم شده است به نفع آینده از آن چشم پوشی شود و ملت هم از ظلمی که بر او و فرزندانش رفته است می گذرد و آن وقت همه به آینده بهتر رو خواهیم آورد."
او پیشتر از این ها نیز در باب حضور اصلاح طلبان در مجلس نهم اشاره نموده واظهار داشت:
" اگر نتوانیم در مجلس آینده حضور تابلو داری داشته باشیم ، درواقع خودرا از مشارکت سیاسی محروم کرده ایم ، باید بدون واهمه در انتخابات شرکت کنیم وبا سازوکارهای مناسب بقای خودرا تضمین کنیم ."
جناب خاتمی!
اگر ظلمی شده است از جانب سینه چاکان اندیشه های غرب زده شما بوده است که از زمان اصلاحات و تا به الآن در پی تحقق شعار جامعه مدنی شما بوده اند و هرچه توان داشتند به کار گرفتند تا جدایی دین از سیاسیت-که از زمینه های شکل گیری جامعه مدنی مد نظر شما بود- را کلید بزنند اما به لطف رابطه ولایت و امت، تا به امروز و با فشارهایی که به رهبری وارد کردند، نتوانستند سر سوزنی از ایشان امتیاز بگیرند که خود باطل بودن اندیشه سکولار شما و دوستانتان را اثبات می کند.
گفتيد که: " من معتقدم وقتی حکومتی خود را منتسب به اسلام می داند باید مرز میان حقایق اسلامی و آنچه صورت می گیرد را مشخص کند، نه اینکه خدای ناکرده به گونه ای باشد که حتی ناروایی ها و نارسایی ها به نام اسلام تمام شود. و این وظیفه حکومت و کسانی است که امکانات در اختیارشان است. "
و اما بدانید که این مرزبندی ها خیلی قبل تر از این انجام شده است؛ وقتی که جنابعالي با طرح شعار آزادی،فرهنگ غنی ایرانی-اسلامی مارا در مدت 8سال به یغما بردید و ادبیات کریه التقاط و اختلاط را بر ذهن جوانان دیکته کردید؛ ویا وقتی که جنابعالی با استناد به اندیشه روشنتان دست نوازشی بر سر دختران مملکت کشیدید و همچنین با دختران ایتالیایی دست بیعت دادید.
ما هیچ وقت این موارد را به پای حکومت اسلامی ثبت نکردیم و همه را به نام شخص شما نوشتیم چرا که پیام اسلام و حکومت اسلامی فاتح قلوب حق طلبان جهان بوده و فقط محدود به ایران نبوده است ودر عین حال، نجاست حرکات منافقانه تان در برابر عظمت اسلام آنقدر حقیر بود که به پاکی و طهارت این پیام، ذره ای خدشه وارد نکرد.
حال روی سخنمان با کسانی است که داعیه دار اصولگرایی اند(!) و با توسل به نام آباء خود به قدرتی رسیده اند و اکنون تحت لوای این جریان فکری سکولار سینه می زنند و بستر جامعه را برای حظور دگرباره آنان مهیا می سازند.
کسی که رسانه های جریان اپوزپسیون نظام او را با نام اصولگرای معتدل مجلس هشتم خطابش می کنند،خود باید متذکر این فرموده امام راحل شود که اگر دیدید دشمن برای شما کف میزند،به راهی که در پیش گرفته اید شک کنید.
اما...
"جــرس: در پی فشارهای مختلف نهادها و چهره های خاص جریان اصولگرا برای اِعمال محدودیت و همچنین حذف تشکل اصلاح طلب مجمع روحانیون، منابع خبری گزارش داده اند که علی مطهری، یكی از اصولگرایان معتدل مجلس هشتم، طی روزهای گذشته از عملكرد و ادامه فعالیت مجمع دفاع كرده و گفته است: "با افرادی که انتقاداتی داشته و عملاً علیه نظام فعالیتی نکردهاند نباید سختگیری کرد."
اما مطهری ضمن دفاع از عملکرد مجمع روحانیون در سالهای اخیر معتقد است:" مجمع روحانیون فقط یک اشتباه در قضایای پس از انتخابات کرده و آن این بود که آنها راهپیمایی 30 خرداد را پس از نهی رهبر انقلاب به سرعت لغو نکردند." "(4اردیبهشت90)
ای کاش نامه جناب تاج زاده-عضو سازمان نامشروع مجاهدین انقلاب اسلامی ایران و سرپرست وزارت کشور در دولت اصلاحات- که انحرافات فکری تان را مقابل چشمانتان آورده بود شما را به خود می آورد و تدبیری اساسی می اندیشیدید: "هشدارهاي خيرخواهانه جنابعالي به رفتار ناموجه دولت عليه مجلس و مصوبات آن و نيز خفقان و نقض حقوق بشر در كشور، ضمن آنكه اقدامي انساني و شجاعانه به شمار ميرود، زمينهساز گفتوگوي انتقادي و اصلاحي بين همه دلسوزان ايران اسلامي است. جنابعالي ضمن تأكيد ويژه بر آزادي بيان، به اصليترين مانع تحقق اين اصل نيز اشاره كرده و به درستي وحشتپراكني بيجا از اصلاحطلبان و ايجاد ديوار ضخيم ميان اصلاحطلبان و منتقدان خاموش و مرعوب در صفوف اصولگرايان را مهمترين مشكل جريان متبوع خود دانستهايد. " (1بهمن89)
جناب مطهری(!)
این چه اصولگرایی است که با حب به این جریان فاسد فرهنگی قابل جمع است؟ مگر نه اینست که «فسادستيزى» یکی از شاخصه های مهم اصولگرایی است که مقام معظم رهبری در سال 85 آن را تبیین نموده اند؟
البته بیانات اخیر حضرتعالی در مورد امور جاری مجلس و کشف نظر مقام معظم رهبری ،این شائبه را بیشتر تقویت می کند که لقب اصلاح طلب سنتی بیشتر برازنده شماست تا اصولگرایی ای با آن همه مشخصه و بایدها و نباید ها؛ چرا که شما از باید هایی پرهیز دارید و به نباید هایی اصرار.
" علی مطهری: اگر برای هر مساله بخواهیم نظر رهبری را کشف کنیم، به حیثیت و استقلال مجلس لطمه می خورد." (18اردیبهشت 90)
اخیرا علی مطهری طی مصاحبه ای با خبرآنلاین ،نه تنها از دیدار نمایندگان اقلیت با خاتمی حمایت کرده ، بلكه اصولگرایان را هم به چنین دیداری دعوت میكند(!) تا مسائلشان را با او در میان بگذارند. همچنین او نه تنها شروط خاتمی برای آزادی زندانیان سیاسی را عادلانه (!)می داند بلكه استناد به اعترافات آنها برای رد صلاحیت چهرههای اصلاحطلب را هم مجاز نمیشمرد.
در دیماه سال گذشته، جناب خاتمی برای بازگشت اصلاح طلبان به صحنه انتخابات شروطی گذاشتند از قبیل "آزادي زندانيان سياسي، پايبندي همگان به قانون اساسي و فراهم شدن امکان برگزاري انتخابات سالم و آزاد" در حالی که جریان متبوع ایشان، پایبندی به قانون اساسی را پس از انتخابات 88 و باطرح اغتشاشات و اعتراضات خیابانی بخوبی به منصه ظهور گذاشت.
اکنون سوال اینجاست:درحالی که خود آقای خاتمی جزئی از سران فتنه محسوب می شوند چگونه به خود اجازه داده اند که با چشم پوشی از رفتارهای ننگین گذشته اش، از بی عملی دستگاه قضایی سوء استفاده کردند و برای بازگشت به نظام،شرط و شروط نیز بگذارند؟!
"مهدي از آرمان های اینجوری"
تعداد بازدید 1263 تعداد نظرات 0
|
نظرات