|

اول:
از انتخاب قاطع حضرت آیتالله خامنهای (مدظله العالی) توسط مجلس خبرگان در روز 14 خرداد 1368 بیش از 21 سال میگذرد. این انتخاب فرخنده، ضمانتبخش و تداومدهنده آرمانهای انقلاب، ارزشهای اصیل اسلامی، استمرار خط امام خمینی(ره) و بالندگی و پویایی و اقتدار انقلاب اسلامی بوده است. درباره معمار كبیر انقلاب اسلامی و بنیانگذار جمهوری اسلامی كه با "انقلاب اسلامی " به "مرد قرن " و "پدیده خمینی " معروف گردید، گفتنی فراوان است. حضرت امام(ره) سه جلوه از یك رهبری در انقلاب را برخوردار بود؛ مرجعیت دینی، فرماندهی كل قوا و رهبری سیاسی. این سه مولفه از او یك رهبر فراكاریزما ساخته بود. اندیشه سیاسی او متكی بر سه محور نفی سلطنت، تبیین نظریه ولایت فقیه و نقد مشروطیت در حوزه كنار گذاشتن روحانیت، استوار بود. مردمی كردن مبارزه سیاسی، مذهبی كردن مبارزه، حفظ اتحاد و انسجام و پرهیز از اختلافات و بالاخره پرهیز از اعمال مشی مسلحانه را باید از مهمترین روشها و استراتژیهای مبارزه سیاسی حضرت امام(ره) برشمرد. امام در مقام تئوریسین و نظریهپرداز انقلاب، استاد بسیاری از رهبران انقلاب از جمله حضرت آیتالله خامنهای(مدظله العالی) بود. امام با انقلاب اسلامی شناخته شد و جهان را تكان داد و به مشهورترین چهره جهانی در سالهای پایانی قرن بیستم تبدیل شد. اگر تحولات نظام جمهوری اسلامی را از ابتدا تاكنون به چهار دوره: (1) دوران انتقال قدرت از 1362-1357، (2) دوران تثبیت 1368-1362، (3) دوران بازسازی 1376-1368 و بالاخره دوره توسعه سیاسی از 1376 تاكنون تقسیم كنیم، رهبری و حیات حضرت امام(ره) در دو دوره اول و دوم بوده است. درگیریهای داخلی، تجزیهطلبیها، كودتاها، آغاز جنگ تحمیلی، رفراندوم قانون اساسی، همهپرسی جمهوری اسلامی، تسخیر لانه جاسوسی در 13 آبان 1358 و بحران گروگانگیری، تشكیل شورای انقلاب، تشكیل دولت موقت بازرگان و استعفای آن، عزل بنیصدر به عنوان اولین رئیس جمهور، ترورهای منافقین و حادثه انفجار حزب جمهوری اسلامی و ریاست جمهوری، شهادت سران انقلاب از جمله استاد شهید مرتضی مطهری، تعطیلی دانشگاهها و آغاز انقلاب فرهنگی، پذیرش قطعنامه 598 و آتش بس ایران و عراق، محاصره اقتصادی ایران، عزل آیتالله منتظری از قائم مقامی رهبری و... را میتوان از مهمترین حوادث و رخدادهای دوران رهبری حضرت امام خمینی(ره) برشمرد. در حالی كه حضرت آیتالله سیدعلی خامنهای(مدظله العالی) از پیشگامان انقلاب اسلامی و نهضت اسلامی 15خرداد به رهبری حضرت امام بود اما به هنگام رهبری، شاگردی حضرت امام(ره) را از بزرگترین افتخارات حیات خود میداند . معظمله در زمان حیات امام(ره) نماینده ایشان در شورای عالی دفاع و با حكم حضرت امام(ره)، امام جمعه تهران بودند . انتخاب آیتالله خامنهای كه با رای قاطع مجلس خبرگان رهبری در 14خرداد 1368 به جانشینی حضرت امام برگزیده شد، بدلیل درسآموزی استكبار از جایگاه و شان حضرت امام بوسیله امپراطوری رسانهای و بنگاههای سخنپراكنی و شبكههای ماهوارهای در بایكوت خبری جهانی قرار گرفت تا اندیشهها، افكار و نظریات این رجل الهی چون سلف صالح، بنیاد استكبار را نلرزاند. در حالی كه الطاف الهی همواره شامل حال رهبر بوده و هست و امروز مردم جهان، تشنه افكار و اندیشههای ایشان هستند. ازسوی دیگر دوران رهبری آیتالله خامنهای مقارن با دوران بازسازی اقتصادی و نیز توسعه سیاسی بوده است. ریاست جمهوری 8 ساله هاشمی رفسنجانی و سیاستهای تعدیل اقتصادی، ریاست جمهوری 8 ساله سید محمد خاتمی و سیاستهای توسعه سیاسی، عملیاتی كردن صلح ایران و عراق، تشكیل رسمی مجمع تشخیص مصلحت نظام و نهایی كردن فعالیتهای شورای بازنگری قانون اساسی كه براساس آن قید مرجعیت از شرایط رهبری حذف شد، تمركز اختیارات به رئیس جمهور اعطا شد، پست نخست وزیری حذف و شوراها چون شورای عالی قضایی، منحل گردید. حادثه یازده سپتامبر در آمریكا، حوادث 18تیر 78 دانشگاه، اشغال عراق و افغانستان، جنگ آمریكا علیه صدام در خلیج فارس و بحرانها وچالشهای متعدد دیگر را باید در زمره رخدادهای این دوران یاد كرد.
دوم:
حضرت امام روح الله بدلیل ناكارآمدی برخی دستگاههای اجرایی و لزوم سرعت بخشیدن به عمران و آبادانی روستاها، "جهاد سازندگی "، برای دفاع از انقلاب و دستاوردهای آن، "سپاه و بسیج "، برای پاسداشت ایثارگران و خاندان معظم شهدا، "بنیاد شهید " و... را تشكیل داد. ستاد انقلاب فرهنگی برای ساماندهی دانشگاهها شكل گرفت. فرمان 8 مادهای امام(ره) برای ترمیم خرابیها و رفع بیعدالتیها در حوزه قضا صادر شد. حضرت آیتالله خامنهای با تقویت سیاست راهبردی امام(ره) به حمایت از نهادهای انقلاب اهتمام ورزید و متناسب با شرایط زمان و نیازهای جهانی، "مجمع تقریب بین مذاهب اسلامی " را برای ارتباط و تعامل اهل سنت و تشیع در جهان، "مجمع جهانی اهل بیت علیهم السلام " را تشكیلاتی برای جوامع شیعی و دفاع و معرفی صحیح شیعه، "ستاد راهبردی در امور دیپلماسی " را برای سامانبخشی به عرصه دیپلماسی و بینالملل، "ستاد اقامه نماز " را برای اشاعه و گسترش فرهنگ نماز تشكیل داد.
سوم:
حضرت امام روح الله جمهوری اسلامی را بر پایه نظریه "ولایت فقیه " تبیین كرد. حفظ نظام را از اوجب واجبات خواند. فقه پویا و سنتی را نه در برابر و تقابل هم كه مقوم یكدیگر برشمرد. توجه به مكان و زمان در صدور فتاوی یا همان احكام ثانویه و اولیه را كه نقشی بیبدیل در حل مشكلات داشت، باید از دیگر دیدگاههای نظری امام برشمرد. آیتالله خامنهای مبدع نظریه "مردمسالاری دینی " است كه همان ترجمان جمهوری اسلامی است. ایشان این مدل را بهترین الگو برای اداره جوامع بشری میدانند. نهضت آزاداندیشی و برپایی كرسیهای نظریهپردازی، اصلاحات اسلامی در برابر اصلاحات آمریكایی و تبیین دكترین سیاست خارجی بر پایه سه مولفه عزت، حكمت و مصلحت و لزوم اتحاد ملی و انسجام اسلامی در بحران را باید از اركان و بنیادهای نظری آیتالله خامنهای برشمرد.
چهارم:
اشتراك در گفتمان امام و رهبری نقش بیبدیل در فرهنگسازی، رفتارسازی و نهادینه كردن ارزشها و مقابله با چالشها و بحرانها داشته است. گفتمان اصولگرایی رهبری همان گفتمان انقلاب اسلامی حضرت امام روح الله است. اگر محور گفتمان انقلاب اسلامی در حیات حضرت امام خمینی(ره)، "دفاع مقدس و ارزشها " بود، محور گفتمان اصولگرایی رهبری، "عدالتخواهی و فسادستیزی " بوده است. در میان عناصر و مولفههای مشترك این گفتمانها، مواردی چون: آخرتگرایی، دنیاگریزی، خداباوری، مردمسالاری، شهادتطلبی، ایثارگری، شجاعت، خرد جمعی، مخالفت با استبداد رای و یكهسالاری، شایستهسالاری امور، تقدم منافع جمعی بر منافع فردی و باندی، بیگانهستیزی و استكبارستیزی، تولی و تبری (دوست و دشمنشناسی) توكل، اخلاص، توانستن، مقابله با جمود و تحجر و تجدیدنظرطلبی و... را باید مورد تاكید قرار داد.

پنجم:
در راهبردها واستراتژیهای امام(ره) و رهبری، اشتراكات جالبی وجود دارد. امام راهبرد جنگ را با نامگذاری دفاع مقدس، بعد ارزشی و اعتقادی و جهادی داد. آن را جنگ كفر و باطل، و حق و باطل نامید و نبرد را صبغه كاملاً ایدئولوژیك بخشید. اگر چه امام، سالها را چون رهبری نامگذاری خاص نمیكرد اما در طول 8 سال جنگ ظالمانه، اولویت را به آن داد و همه نیروها، امكانات و ظرفیت كشور را به سمت آن بسیج كرد. هر چند در نگاه راهبردی امام "روز جهانی قدس " برای بسیج اسلام و جهان بشریت علیه اسرائیل بود اما با این همه هنگامی كه برخی نغمهها در دوران جنگ در راستای بسیج مردم جهت دفاع از قدس و جنگ با اسرائیل مطرح شد، امام فرمود: "راه قدس از كربلا میگذرد ". شك نباید كرد دستاوردهای بزرگ كنونی انقلاب مرهون نگاه راهبردی امام و رهبری است. امام تكیه بر نیروهای خودی، تبدیل هر ناممكن به ممكن و اینكه "ما میتوانیم "، لزوم چارهاندیشی برای اقصاد بدون نفت، تاكید بر هوش و استعداد ایرانی و توانایی رسیدن به مدارج و قلههای رفیع علم و دانش، اهتمام بر نظم و انضباط، وجدانكاری، آزادی، مردمسالاری، جمهوری اسلامی و... را باید از عناصر و مولفههای مشترك در استراتژی و راهبرد امام و رهبری برشمرد. اگر امام جنگ را نبرد حق و باطل میدانست و نبرد تا رفع فتنه در جهان و نابودی صدام را مقصد نهایی برمیشمرد، مقام معظم رهبری با سقوط صدام و روی كار آمدن حكومت مردمی در عراق حمایت از ملت مظلوم عراق و همكاری برای سازندگی را راهبرد سیاست خارجی قرار داد. جنگ33 روزه كه مصاف نفسگیر حزبالله لبنان و ارتش اسرائیل با حمایت استكبار بود، رسانههای غربی اعتراف كردند كه اینها از ثمرات انقلاب اسلامی و سیدحسن نصرالله كه شاگرد آیتالله خامنهای است، حاصل شده است. امام و رهبری هر دو بر مقوله "فرهنگ " به عنوان اولویتها تاكید داشتند. امام "فرهنگ را پایه شقاوت و سعادت یك ملت " میدانست و رهبری "فرهنگ را فضای تنفس برای جامعه " برشمرد. این اقدام در برابر چالشهای نظری كه فرهنگ را عنصری دست چندم در برابر توسعه اقتصادی و سیاسی برمیشمردند، ارائه گردید.
ششم:
اوج بحرانها و چالشهای داخلی دوره امام در كودتاها، تجزیهطلبیها، خودمختاریها، ترورهای سازمان منافقین، بحرانسازی لیبرالها و فتنه باند مهدی هاشمی و ارتباط با آیتالله منتظری كه قائم مقام رهبری بود، قرار داشت. تدبیر و طراحی امام برای مقابله با این بحرانها و خنثی كردن آن، اطلاعرسانی، روشنگری و دعوت با موعظه بود. آنگاه كه پاسخ مناسب دریافت نكرد، نكوهش و هشدار بود. در مرحله سوم، دعوت و فراخوان از مردم برای مقابله با توطئهها بود. امام بارها و بارها منافقین را نصیحت و موعظه كرد كه به دامن اسلام برگردند. آنگاه كه منافقین دست به اسلحه بردند، مبارزه مسلحانه و ترور مردم و مسئولان را پیشه كردند، امام فرمود: "خطر منافقین از كفار بدتر است " و یا هنگامی كه جبهه ملی لایحه مجازات اسلامی یا همان "قصاص " را غیرامروزی، غیربشری و اجراناپذیر برشمرد، امام جبهه ملی را "مرتد " اعلام كرد و مردم را برای مقابله با آنها به خیابان فرا خواند. در جریان آقای منتظری، بارها و بارها با نصیحت و موعظه و تذكر مبنی بر "اصلاح بیت " و لزوم "جداسازی مرزها " سخن گفت و هنگامی كه مشاهده كرد منتظری راه دیگری را در پیش گرفته است، "فرمان عزل " وی را صادر كرد و به برخی از سران نظام فرمود: "این غائله را باید من در زمان خودم حل كنم وگرنه ده سال بعد مشكلاتی ایجاد خواهد كرد ". به رغم این دوراندیشی، درست ده سال پس از عزل منتظری از قائم مقامی رهبری توسط حضرت امام خمینی(ره)، شاهد غائله دیگری از وی بودیم كه رهبری با سرپنجه تدبیر و حضور مردم آن را حل كرد. علاوه بر این باید از مسئله هستهای، رادیكالیسم سیاسی برآمده از دوم خرداد 76 از جمله حادثه كوی دانشگاه در 18 تیر 78 كه رهبری آن را "جفا به دانشجو و ضربه از پشت بر خود " تعبیر كرد، یاد كنیم. فراموش نكنیم رادیكالیسم سیاسی، محصولی تلخ از حماسه دوم خرداد بود. تحصن نمایندگان مجلس ششم، استعفای استانداران، وزراء و مقامات دولتی در حمایت از تحصن نمایندگان، كنفرانس برلین و حضور جمعی از سیاسیون و باصطلاح روشنفكران و همراهی با ضدانقلاب علیه جمهوری اسلامی را به عنوان شاهد مثال میتوان بیان كرد. رهبری تلاش كرد چون مقتدای خویش حضرت امام (ره)، با نصیحت و موعظه، رادیكالیسم و افراطیگری را به حاشیه براند اما افسوس كه گوش شنوایی در كار نبود. كار به جایی رسید كه حجت الاسلام والمسلمین كروبی رئیس مجلس ششم در اعتراض به افراطیگریهای دوره اول شورای اسلامی شهر تهران كه همگی از عناصر دوم خردادی بودند و هر روز با هم جنگ و دعوا داشتند و در طول 4 سال بیش از 5 رئیس عوض كردند، گفت: "شورای شهر تهران آبروی اصلاحطلبان را برده است ". رویكرد رهبری در برخورد با این چالشها و بحرانها علاوه بر ارشاد و موعظه، دعوت از مردم چون همیشه برای حضور در صحنه بود. تظاهرات و راهپیمایی بزرگ و با شكوه 23 تیرماه 78 در سراسر كشور را كه نماد پیوند رهبری و امت بود، همگان بیاد دارند.
هفتم :
یكی از چالشها و بحرانهایی كه در عرصه بینالمللی در دوره امام(ره) برای كشور بروز كرد، مسئله سلمان رشدی و كتاب آیات شیطانی بود كه حكم دائمی و تفسیرناپذیر حضرت امام خمینی(ره) مبنی بر مرتد بودن رشدی و اعطای نشان شهادت به كسی كه وی را از بین ببرد، اوج آن محسوب میشود. صدور فتوای امام، پیامدهایی برای كشور داشت اما امام؛ با اقتدار و صلابت پای هزینههای آن ایستاد و مردم را به حمایت از اسلام، قرآن و پیامبر اسلام(ص) فرا خواند. "سقوط كمونیسم " در دوران گورباچف هم از جمله مسائل مهم جهان در عصر امام خمینی(ره) بود. امام این سقوط را قبلاً پیشبینی كرده بود و با اعزام هیأتی به سرپرستی آیتالله جوادی آملی، رهبر وقت شوروی را به اسلام فرا خواند. از شگفتیهای انقلاب است كه حضرت آیتالله خامنهای، سقوط و شكست لیبرال دموكراسی را نوید داد و مردمسالاری دینی را بهترین مدل برای اداره جهان برشمرد. تشكیل دادگاه میكونوس در آلمان و صدور احكامی مبنی بر اتهامات واهی به ایران و برخی مسئولان و فراخوان سفرای كشورهای اروپایی از تهران به كشورهایشان كه به بحران میكونوس معروف شد، در خاطر همه هست. در این زمان مقام معظم رهبری با قاطعیت و صلابت در صحنه به همراه مردم ایستاد، افشاگری و روشنگری كرد و به هنگامی كه كشورهای اروپایی تصمیم به بازگشت به ایران گرفتند، این رهبری مقتدر و با صلابت ایران اسلامی بود كه شرایطی برای آمدن سفیران تعیین كرد كه از جمله آنها، آمدن سفیر آلمان به عنوان آخرین فرستاده اروپا به ایران بود. اشغال عراق و افغانستان و لشگركشی آمریكا و متحدانشان پس از حادثه 11 سپتامبر را همه به یاد داریم. زمانی كه نفسها در سینهها حبس شده بود و دنیا برای ساعاتی در سكوت و عدم تصمیم فرو رفت، این موضعگیری مقتدرانه و حكمتآمیز رهبری بود كه انگشت اتهام استكبار به سمت كشورهای اسلامی را به خودشان برگرداند و در عین همدردی و ابراز تسلیت به بازماندگان و حادثهدیدگان جنگ، استكبار را مورد سرزنش و نكوهش قرار داد. از لشگركشی آمریكا به خلیج فارس در جریان اشغال كویت توسط صدام هم باید یاد كرد. جنگی كه برخی از سردمداران بعدی جریان دوم خرداد، در آن روزها اعتقاد داشتند كه صدام، خالد بن ولید است و باید ایران در برابر آمریكا به كمك صدام بشتابد. این جریان كه همان چپ گذشته بود و اكثریت قاطع را در زمان جنگ آمریكا در مجلس سوم در دست داشت، بدلیل تحلیل غلط و بحران در تحلیل میرفت كه جنگ دیگری را برای مردم ایران به دست خود تحمیل كند اما رهبری با قاطعیت آن را رد كرد و به بازشماری جنایات صدام و آمریكا پرداخت و بدین سان این بحران را به فرصتی برای جمهوری اسلامی مبدل ساخت.
تعداد بازدید 474 تعداد نظرات 0
|
نظرات