موسی و خاندانش در بیابان گم شدند. باران باریده بود و سرما آزارشان می داد. موسی نوری دید. به سمتش دوید، آتش بود. در کربلا... عصر عاشورا... کودکان در بیابان ...
در کربلا مردانی رادیدم که با دیدن خون سر قمه زنان در روز عاشورا، از حال می رفتند، در حالی که با ایشان نسبتی نداشته و از زنده بودن ای...
یعقوب ندید که یوسف را در چاه می اندازند، فقط لباس خونیش را دید. و پس از نابینایی، دیگر آن را هم ندید. می دانست زنده است، فقط دلتنگ بود. ندید که در ...